حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

  • ۰
  • ۰

آسایش و آرامش از مهم ترین نیازهای آدمی برای ادامه حیات است که عمدتا در سایه سکوت به دست می آید. پس از ساختن فله ای آپارتمان ها و سکنی دادن اجباری مردمی که عموما در منازل بزرگ ویلایی زندگی می کردند در این قفس های مدرن، مساله آلودگی صوتی به یکی از معضلات بزرگ زندگی تبدیل شد. تبدیل منزل محل زندگی یک خانواده به آپارتمانی که حالا گاهی بیش از 10 خانواده در آن زندگی می کنند نیازمند تدبیر و برنامه ریزی بود که مطابق معمول مسئولین ما از آن بی بهره بودند. اگر حداقل تدبیر و کفایت وجود می داشت، می بایست فکری برای عایق سازی صوتی واحدهای آپارتمانی که اینقدر بهم نزدیک و فشرده اند می شد تا آرامش و رفاه حداقلی برای ساکنین این واحدهای تنگ اما گرانقیمت حاصل شود اما دریغ...

لزوم داشتن این آرامش و زیان فقدان آن هنگامی بیشتر روشن می شود که خسته بوده و قصد خواب داشته باشید و در همان حال با یکی از این آزارهای صوتی مواجه شوید. در این هنگام عملا یکی از انواع شکنجه را تحمل خواهید کرد! واحد بغلی بچه هایش بر سر و کول هم می زنند، واحد بالایی روی مغزت راه می رود، آن یکی در حیاط خلوت رخت می شوید یا آشپزی می کند، دیگری هوس می کند همه ساختمان را در حس خود با موزیک دلخواهش شریک کند و...! تازه این ها فقط صداهای بیرونی است، اصواتی که از درون خود واحد تنگ و غیراستاندارد خودی به گوش می رسد، مثل صدای تلویزیون، هم ماجرایی دیگر است! خلاصه شلم شوربایی است که فقط آن مسئولین خدمتگزاری که نمی دانیم کجا زندگی می کنند که از این وضعیت بی خبرند باید بیایند و ببینند...

قبلا گفته ام و باز هم می گویم (گرچه بیحاصل است) که به عقیده من و بر اساس تجربیات، آپارتمان ها به درد زندگی مسکونی نمی خورند (مگر اینکه کاملا تجهیز شوند). با این وضع ساختمان سازی ما که بیشتر تجارت است تا صنعت و بیشتر به درد میلیاردر کردن مالک یک ساختمان کلنگی و از قبل آن نان و شیرینی خوردن چند کارگر، مهندس ناظر و... می شود، این ساختمان ها تنها برای کاربری های اداری، تجاری مناسبند. درواقع ساختمان های مسکونی ما اغلب بر این اساس ساخته شده اند که همه مو به مو حقوق دیگران را رعایت می کنند (که می دانیم حتما هم در کشور ما اینطور هست!)، نه با این فرض که سر و صدا وجود دارد و حال، ما آن ها را با عایق صوتی مهار کنیم.

نوشته من تقریبا به آخر رسید در حالیکه با مزاحمت صوتی همسایه محترم قید خواب را زده ام و موزیکی در گوش گذاشته ام تا بلکه از شر این آزار صوتی خلاص شوم. البته خدا مرا ببخشد که دارم موزیک گوش می کنم آنهم از نوع فرنگی اش. بعید نیست اینهم توطئه دشمنان بوده تا در نهایت ما به سمت موزیک های فاسدشان کشیده شویم! وای که گوش کردن موزیک در حال چرت زدن چه حالی دارد! مسئولین، دشمنان و... از همه تان مچکریم!! آیا به نظر شما بدون سکوت، آرامش و خواب می توان زندگی کرد؟ خدا ما را از این اوضاع خلاص کند آمین! یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

سومین موردی که برای ادامه حیات یک انسان ضروری به نظر می رسد، غذاست.

روزگاری نه چندان دور به صورت ضرب المثل برای هرکسی که آهی در بساط نداشت به عنوان قوت لایموت، به نان و پنیر اشاره می کردند اما متاسفانه امروز با برداشته شدن یارانه اقلام اساسی، بعضا بیش از هزار تومان باید برای خرید یک نان هزینه کرد! بنابراین با مبلغ یارانه های دولت شاید به سختی بتوان حتی نان خالی گیر آورد و شکم خود را سیر کرد.

بنابراین یک فرد عادی بی درامد به سختی بتواند در شرایط امروز شکم خود را حتی با نان خالی سیر کند...

و البته می دانیم که بدن انسان به انواع مواد غذایی نیاز دارد و صرف سیرکردن شکم برای ادامه حیات، لااقل معمول وی، کافی نیست! بنابراین به سختی می توان این حق را برآورد شده تلقی کرد. بنابراین یکقدم به مرگ نزدیک شده ایم...یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

بی عدالتی به توان دو!

در اینکه در کشور ما نابرابری و بی عدالتی وجود دارد شکی نیست و بسیاری از مسئولان واقعی نیز این مساله را قبول دارند. درواقع در کمتری کشوری می توان بی عدالتی را ندید و نیافت!

اما مشکل وقتی حادتر می شود که این بی عدالتی به طرق مختلف تشدید شود که متاسفانه در کشور ما تا حدود زیادی چنین امری هم به چشم می خورد. من یک نمونه را خدمت شما عرض می کنم.

فرد ثروتمندی را در نظر بگیرید که قصد دارد منزل ویلایی خود را اصطلاحا کوبیده و آن را به آپارتمان تبدیل و با فروش آن از یک میلیونر به یک میلیاردر تبدیل شود! تا اینجا به ما فقیر فقرا ربطی ندارد، بقول معروف ما که بخیل نیستیم!! ما که از اول ژن خوب نداشتیم امید و انتظاری هم برای پولدار شدن نداریم! اما بدبختی اینجاست که کار به همینجا ختم نمی شود!!

کار ساختمانی شروع می شود. سر صدا سر صدا... پیمانکار بی ملاحظه که حقی برای همسایگان (که اغلب در واحدهای تنگ و کوچک اجاره ای زنده هستند!) قائل نیست، با زدن یک پلاکارد که «همسایگان محترم، از اینکه مزاحمت ما را تحمل می کنید سپاسگزاریم» و از این داستان ها! سر و ته قضیه را هم می آورد. به جرات می گویم چه عمر های ارزشمند و حتی زندگی هایی که در همین سال های میلیاردر شدن میلیونر ها هدر نمی رود! چه اعصاب ها که در همین حین ضعیف می شود، اما آیا کسی حاضر است غرامت آن را بپردازد؟! همچنانکه در جوامعی که از ما عادل ترند، شاهدیم که غرامت گیری بسیار رایج است...

حال اگر یکی از فقرا از این وضع عاصی و شاکی شد و به مراجع زیربط (مثلا پلیس ساختمان!) شکایت کرد چه اتفاقی می افتد؟ آن ها در وهله اول سعی می کنند طرف مالک و سازنده ساختمان را بگیرند (چون بهرحال اوست که به آنها مقادیر متنابهی مالیات، اگر نگوییم رشوه! داده است)، و اگر تخلف آنقدر واضح بود که چنین نشد قبول می کنند که مامورانی را گسیل دارند. مامورانی که بیشتر از اینکه مشکل را حل کنند، به فکر دریافت جریمه (یا به بیان دیگر شیرینی) هستند و از فردا (یا همانروز) روز از نو و روزی از نو. درواقع ساختار جامعه و کشور ما به گونه ای است که قدرتمندان (با اهرم مقام و آشنا) و ثروتمندان (با اهرم پول و رشوه) به راحتی قانون و حقوق دیگران را دور می زنند، و آنچه به جایی نمی رسد فریاد ضعفاست!

بنده خودم یک بار با چنین مساله ای مواجه بودم و مزاحمت صوتی شدیدی که هیچگاه به آن رسیدگی نشد و بجز آزار عصبی، حدود یکسال از عمرم را هم از دست دادم چراکه در حال تحصیل بودم...بار دوم هم به نظر می رسد تازه شروع شده است! خدا اینبار را به خیر کند!! یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

دومین حقی که برای هر انسان و برای زنده بودن و ماندن او به نظر می آید، حق دسترسی به آب آشامیدنی و غیرآشامیدنی است. مجددا مانند دیگر حقوق بشر اساسی، این حق نیز باید رایگان باشد.

در مقام مقایسه با وضعیت فعلی من، اگرچه دسترسی به آب آنهم لوله کشی وجود دارد، اما متاسفانه این آب، رایگان نیست. این قاعدتا به آن معناست که اگر من نوعی پول نداشته باشم، حق دسترسی به آب را نیز نخواهم داشت تا وقتی از تشنگی بمیرم!

با توجه به اینکه من - حداقل در حال حاضر- درآمد ثابت و قطعی ای ندارم، بنابراین تنها می توانم امیدوار باشم که به لطف یارانه حداقلی آب بخور و نمیری پیدا کنم! البته برای دسترسی به آب لوله کشی، نیاز هست که قبل از آن خانه ای وجود داشته باشد که نیست (و در بخش های بعدی به آن هم خواهم پرداخت).

بنابراین با اغماض می توان این حق را نیز برآورده شده تلقی کرد. پس هنوز جا برای زندگی هست (تا آب هست زندگی باید کرد)!...یا حق


  • parsley
  • ۰
  • ۰

حق دسترسی به اینترنت

حق دسترسی و کار با اینترنت که یکی از حقوق بشر می باشد در کشورهایی مثل جامعه ما که با محدودیت هایی هم مواجه هستند، تبدیل به یک عامل تفریح و نهایتا دلخوشی می شود.

از اینرو محدود کردن آن می تواند اثرات وخیم تری نسبت به جوامع با فضای بازتر داشته باشد. مثلا اینکه امروز وابستگی ایرانیان به تلگرام اینقدر بالاست یکی از عواملش را باید در همین دنبال کرد که در اینجا من وارد آن بحث نمی شوم.

اما بحثی که اینجا می خواهم مطرح کنم اینست که محدودیت و مسدودیت اینترنت برای یک انسان عاقل و آزاد بی معنا می نماید. مسئولین امر مدام این دلیل را می آورند که فضای مجازی مسموم است یا غیراخلاقی یا... خب، این را چه کسی باید تشخیص دهد؟ آیا شما می توانید بجای یک انسان عاقل و آزاد تصمیم بگیرید که چه سایت هایی را ببیند و کار کند و چه سایت هایی را خیر؟! به نظر می رسد این امر تنها وقتی منطقی است که با یک انسان دربند یا دیوانه مواجه باشیم. طبیعی است که اگر برای فرد محبوس، اینترنت فراهم شود (که از چند و چون آن مطلع نیستم!) می توان آن را محدود کرد، همچنان که خود فرد محدود است. همچنین برای دیوانه (یا کودکی با عقل نارس) نیز می توان چنین محدودیت هایی را اعمال کرد چراکه عقل وی در آن حدی نیست که بتواند مستقلا تصمیم بگیرد. اما تصمیم گیری بجای انسان های آزاد و عاقل چه توجیهی دارد؟ مگراینکه این عزیزان چنین عقیده ای نداشته باشند!

اما اگرچه فیلترینگ، کلا نوعی محدودیت برای حق تصمیم و انتخاب کاربران است، اما فیلترینگی که حتی با معیارهای قانونی اش هم ناسازگار است، بحث برانگیزتر است. نمونه این امر، فیلترینگ شبکه های مجازی است. درحالیکه بسیاری از مقامات کشوری هم در وبسایت هایی مثل فیسبوک و توییتر، حساب کاربری دارند، از عجایب است که چطور سال هاست این شبکه ها مسدود هستند؟ امشب بنده تصمیم گرفتم هرچند احتمال اثربخشی اش کمتر از یک درصد باشد اما از مسئولین محترم تقاضای رفع فیلتر فیسبوک را داشته باشم، اما چیزی که باعث درد بیشتر من شد این بود که با این پیام مواجه شدم:

درخواست رفع فیلتر تارنمای مورد نظر به علت کثرت محتوای مجرمانه امکان پذیر نمی باشد

از نظر من این پیام از دو جهت دردناک است: اول اینکه، مسئولینی که خود را خدمتگزاران ملت می دانند حتی فرصت اظهارنظر و شنیدن حرف آن ها را در مواقعی مثل این و صرفا جهت دلخوشی! هم نمی دهند. دوم، فحوای پیام که نشان می دهد مسئولین محترم، کم کاری خود را به این وسیله توجیه کرده و تاوان آن را به کاربر تحمیل می کنند: بارها و به طرق مختلف بیان شده که این قبیل وبسایت ها شامل همه نوع اطلاعات می باشند. جای سئوال است که چطور مسئولین امر تنها نیمه خالی لیوان را می بینند، اما شاید چند برابر اطلاعات مفید این وبسایت ها را نادیده می گیرند؟ در ثانی، چه لزومی به فیلتر کردن کامل این وبسایت های عریض و طویل است در صورتیکه قاعدتا می توان فقط بخش های مشکل دار را مسدود کرد؟ (همانطور که نوشتم از نظر عقل سلیم این نیز صحیح نیست ولی لااقل یک درجه بهتر است!). اینهمه بیکار حتی متخصص داریم، خب نمی شود تعدادی را استخدام کرد تا چنین شبکه هایی را رصد کرده و فقط بخش های اصطلاحا ممنوعه را فیلتر کنند؟ چطور بگوییم تا باور کنید که از این شبکه ها در بسیاری موارد مفید و مهم دیگر خصوصا علمی و ارتباطات و کسب و کار استفاده می شود؟
بهرحال امید است که روزی مساله فیلترینگ اینترنت ما حل شود و مسئولین، این حق کاربران را به رسمیت شناخته و ایرانیان را در حدی بدانند که خود می توانند صلاح خود را تشخیص دهند.
من فکر می کنم اگر آنروز روزی برسد، شاهد خواهیم بود که (پس از مدتی) آمار مراجعه کاربران ایرانی به سایت های ممنوعه هم پایین تر می آید چرا که از قدیم گفته اند:
انسان را از هر چه منع کنید به آن حریص تر می گردد...
یا حق
پ.ن: البته از حق نگذریم مسئولان مرکز فیلترینگ در سال های گذشته یکی دو بار به درخواست من برای رفع فیلترینگ سایت ها ترتیب اثر داده بودند. حتی یادم هست چند بار از طریق ایمیل به من پاسخ داده بودند. اما به نظر می رسد این رویه به تدریج تغییر کرده و آن ها کمتر به نظرات کاربران توجه می کنند بطوریکه همانطور که اشاره شد دیگر حتی بعضا اجازه اظهار نظر نیز نمی دهند! بهرحال امیدوارم نگاه از بالا به پایین و تقابلی جای خود را به نگاه برابر، دوستانه و تعاملی بدهد که هیچ نهاد و سازمانی در کشور بدون این نگاه به سرمنزل مقصود نخواهد رسید...

  • parsley
  • ۰
  • ۰

اولین چیزی که انسان برای ادامه زندگی نیاز داره، تنفس هوا یا اکسیژنه.

خوشبختانه این ماده انقدر در اطراف ما موجوده که هنوز دچار کمبود نشده و یا قیمت و مالیات روش وضع نشده!

البته در سال های اخیر متاسفانه هوای شهرهای بزرگ کشور دچار آلودگی شده و این به این معناست که ما در حال حاضر داریم هوای آلوده و مضر تنفس می کنیم که قطعا روی سلامتی جسمی و روحی مون بی تاثیر نیست و از این نظر حق ما در تنفس هوا هم در حال ضایع شدنه!

با اینحال همونطور که اشاره شد هنوز هوایی که دارا و ندار، ثروتمند و فقیر تنفس می کنن تقریبا یکسانه (از این جهت که قاعدتا هوایی که فردی ساکن شمال تهران تنفس می کنه با جنوب تهران یکی نیست). بنابراین با اغماض می شه گفت من از این حق برخوردارم... شما چطور؟!

یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

زندگی یا مرگ؟

با سلام

در سلسله مطالب «زندگی یا مرگ؟» قصد دارم بر اساس حقوق بشر اساسی (که تعدادی از آن ها را تابحال ذکر کرده ام)، مقایسه ای با شرایط زندگی فعلی خودم انجام دهم به این معنا که چه مقدار از حقوق اساسی انسانی برخوردار هستم.

طی یک دوره زمانی، به وسیله این مقایسه به این نتیجه می رسم که آیا زندگی من به عنوان نمونه (و زندگی خیلی از مخاطبان این مطالب)، ارزش ادامه دادن را دارد یا خیر؟!

با من همراه باشید. یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

وبسایت هر اداره به مثابه ویترین آن است که نشان می دهد در صورتی که خدای نخواسته روزی کارتان به آن افتاد، با شما چه برخوردی خواهند داشت...

بهزیستی به عنوان یکی از آخرین سازمان هایی که (قبل از آرامستان!) گذر یک ایرانی بخت برگشته ممکن است به آن بیفتد مطرح است. طبعا همه انتظار داریم که این اداره به عنوان پشتیبان افرادی عمل کند که از تقریبا همه حقوق اساسی انسانی خود محروم شده اند و ممکن است حتی به نان شب هم محتاج باشند...

اما اگر به وبسایت اداره بهزیستی استان البرز مراجعه کردم تمام این خیالات را نقش بر آب دیدم! نه تنها لینک های ارتباط با ما غیرفعالند که دریغ از یک لینک دیگر (بجز لینک های اخبار تبلیغاتی خدمات خدمتگزاران ملت!) که فعال باشد!

اگر باور ندارید می توانید ملاحظه کنید:

http://alborz.behzisti.ir

سئوالی که به ذهن می رسد اینکه اگر از بد روزگار کسی در شرایط اضطراری زندگی گرفتار شد، باید چکار کند؟ آیا وقتی خدمتگزاران ملت از گذاشتن راه ارتباطی روی اینترنت واهمه دارند می توان انتظار داشت در صورت مراجعه حضوری پاسخگو و خدمتگزار باشند؟ آیا این به ذهن نمی رسد که رفاه که هیچ حتی جان افراد هم برای این مسئولین دلسوز هیچ ارزشی ندارد؟! آیا برای کسی که به این نقطه می رسد در کشور ما تنها یک راه باقی نمی ماند و آن هم خود...!

یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

با سلام

اولا قانون تعهد به انجام کار یا پرداخت پول در ازای تحصیلات رایگان، ظالمانه است چراکه دانشجو در کنکور شرکت کرده و تحت شرایط رقابتی با زحمت خود پذیرفته شده است. با توجه به وضعیت بحرانی اقتصاد کشور در طی دوره تحصیل به اندازه کافی هزینه کرده و همین که چندین سال از جوانی خود را بجای دنبال بازار و پول بودن به دنبال علمی گذاشته که در این کشور بهایی ندارد برای وی کافی است. واقعا دولت به جای حمایت از جوانان مستعد کشور چرا تا می تواند مانع پیشرفت آن ها می شود؟! 

یا حق 

  • parsley
  • ۰
  • ۰

صدای گوشخراش مته برقی در بیرون خانه یا بوق بلند اتومبیل ها؛ هر کدام از این صداهای بلند می تواند منبع عصبانیت و ناراحتی پیاپی باشد. یک تحقیق جدید می گوید که این سروصداها می تواند خطر بیماری قلبی را افزایش دهد.

تحقیق جدید که به تازگی در مجله کالج آمریکائی بیماری های قلبی انتشار یافت، نشان می دهد که آلودگی صوتی می تواند تاًثیر مهمی بر سلامت قلب و عروق داشته باشد.

پژوهشگران در آلمان و دانمارک داده های سال ها قدیم تر را بررسی کرده اند تا دریابند آیا ارتباطی میان صدا و بیماری قلبی وجود دارد یا نه. انسانها و حیواناتی که در معرض صداهای مداوم و بلند قرار داشتند، دچار میزان بالاتری از مشکلات قلبی، ضرباهنگ نامنظم قلب، افزایش فشار خون، کلسترول بالا و قند خون بالا بودند.

سازمان بهداشت جهانی کوشیده یک جدول اندازه گیری صدا بر اساس واحد «دسیبل» تدوین کند. دسیبل یک واحد اندازه گیری لگاریتمی برای بیان نسبت یک کمیت و حجم فیزیکی (معمولا مورد استفاده در توان صوت یا شدت صوت ) به یک مقدار مرجع مشخص است.

به موجب این جدول جدول، گرچه هنوز میزان مشخصی برای حد مضر صدا وجود ندارد، به نظر می رسد هر صدائی بیش از ۶۰ دیسیبل برای قلب مضر باشد. به موجب این جدول ، ۶۰ دسیبل در حدود صدای حرف زدن در دفتر کار، صدای کار کردن ماشین لباس شوئی یا کولر خانگی است. صدای مته برقی حدود ۱۰۰ دسیبل و برخاستن هواپیما از باند فرودگاه ۱۲۰ دسیبل است.

اما توافق اساسی برای این که آستانه زیان صداها چیست، وجود ندارد. اما به نظر می رسد استفاده از گوشی و «هدفون» برای کسانی که در جاهائی مثل فرودگاه ها یا کارگاه های ساختمانی کار می کنند، در کاهش صدا و آثار زیانبار آن مفید باشد.

منبع: صدای امریکا