حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

۴ مطلب با موضوع «حقوق بشر» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

صدای ظلم سرمایه داری -ساختن آپارتمان- به گوشم می رسد و هر لحظه آزارم می دهد. مدتهاست برای گریز از این آلودگی صوتی و در واقع پاک کردن صورت مساله، راهی یافته ام: گوش کردن به موزیک! فکر می کنم موسیقی جدیدی گوش کنم (بجز آنهایی که در کامپیوتر ذخیره کرده ام) پس به سراغ یکی از سایت های پخش آنلاین موزیک می روم. شکرش باقی است که فیلتر نشده، جای امیدواری است در این اوضاع! خدا خیرشان بدهد که لااقل کمی تفریح را بر ما روا داشتند... اما خیلی زود امیدم نقش بر آب می شود! گویا دوستان نتوانسته اند یا نخواسته اند صفحه اصلی این سایت ها را مسدود کنند، بلکه لینک ها را زحمت کشیده و بسته اند! یعنی ما حق نداریم برای آرامش و تمدد اعصاب کمی موسیقی گوش دهیم، اما حق داریم تا جاییکه می توانیم صداهای آزاردهنده و اعصاب خرد کن بشنویم!! بعد هم تعجب می کنیم که چرا کشور ما افسرده ترین و عصبی ترین مردم دنیا را دارد؟ اتفاقا چیزی که تعجب ندارد همین است... یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

بی عدالتی به توان دو!

در اینکه در کشور ما نابرابری و بی عدالتی وجود دارد شکی نیست و بسیاری از مسئولان واقعی نیز این مساله را قبول دارند. درواقع در کمتری کشوری می توان بی عدالتی را ندید و نیافت!

اما مشکل وقتی حادتر می شود که این بی عدالتی به طرق مختلف تشدید شود که متاسفانه در کشور ما تا حدود زیادی چنین امری هم به چشم می خورد. من یک نمونه را خدمت شما عرض می کنم.

فرد ثروتمندی را در نظر بگیرید که قصد دارد منزل ویلایی خود را اصطلاحا کوبیده و آن را به آپارتمان تبدیل و با فروش آن از یک میلیونر به یک میلیاردر تبدیل شود! تا اینجا به ما فقیر فقرا ربطی ندارد، بقول معروف ما که بخیل نیستیم!! ما که از اول ژن خوب نداشتیم امید و انتظاری هم برای پولدار شدن نداریم! اما بدبختی اینجاست که کار به همینجا ختم نمی شود!!

کار ساختمانی شروع می شود. سر صدا سر صدا... پیمانکار بی ملاحظه که حقی برای همسایگان (که اغلب در واحدهای تنگ و کوچک اجاره ای زنده هستند!) قائل نیست، با زدن یک پلاکارد که «همسایگان محترم، از اینکه مزاحمت ما را تحمل می کنید سپاسگزاریم» و از این داستان ها! سر و ته قضیه را هم می آورد. به جرات می گویم چه عمر های ارزشمند و حتی زندگی هایی که در همین سال های میلیاردر شدن میلیونر ها هدر نمی رود! چه اعصاب ها که در همین حین ضعیف می شود، اما آیا کسی حاضر است غرامت آن را بپردازد؟! همچنانکه در جوامعی که از ما عادل ترند، شاهدیم که غرامت گیری بسیار رایج است...

حال اگر یکی از فقرا از این وضع عاصی و شاکی شد و به مراجع زیربط (مثلا پلیس ساختمان!) شکایت کرد چه اتفاقی می افتد؟ آن ها در وهله اول سعی می کنند طرف مالک و سازنده ساختمان را بگیرند (چون بهرحال اوست که به آنها مقادیر متنابهی مالیات، اگر نگوییم رشوه! داده است)، و اگر تخلف آنقدر واضح بود که چنین نشد قبول می کنند که مامورانی را گسیل دارند. مامورانی که بیشتر از اینکه مشکل را حل کنند، به فکر دریافت جریمه (یا به بیان دیگر شیرینی) هستند و از فردا (یا همانروز) روز از نو و روزی از نو. درواقع ساختار جامعه و کشور ما به گونه ای است که قدرتمندان (با اهرم مقام و آشنا) و ثروتمندان (با اهرم پول و رشوه) به راحتی قانون و حقوق دیگران را دور می زنند، و آنچه به جایی نمی رسد فریاد ضعفاست!

بنده خودم یک بار با چنین مساله ای مواجه بودم و مزاحمت صوتی شدیدی که هیچگاه به آن رسیدگی نشد و بجز آزار عصبی، حدود یکسال از عمرم را هم از دست دادم چراکه در حال تحصیل بودم...بار دوم هم به نظر می رسد تازه شروع شده است! خدا اینبار را به خیر کند!! یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

حق دسترسی به اینترنت

حق دسترسی و کار با اینترنت که یکی از حقوق بشر می باشد در کشورهایی مثل جامعه ما که با محدودیت هایی هم مواجه هستند، تبدیل به یک عامل تفریح و نهایتا دلخوشی می شود.

از اینرو محدود کردن آن می تواند اثرات وخیم تری نسبت به جوامع با فضای بازتر داشته باشد. مثلا اینکه امروز وابستگی ایرانیان به تلگرام اینقدر بالاست یکی از عواملش را باید در همین دنبال کرد که در اینجا من وارد آن بحث نمی شوم.

اما بحثی که اینجا می خواهم مطرح کنم اینست که محدودیت و مسدودیت اینترنت برای یک انسان عاقل و آزاد بی معنا می نماید. مسئولین امر مدام این دلیل را می آورند که فضای مجازی مسموم است یا غیراخلاقی یا... خب، این را چه کسی باید تشخیص دهد؟ آیا شما می توانید بجای یک انسان عاقل و آزاد تصمیم بگیرید که چه سایت هایی را ببیند و کار کند و چه سایت هایی را خیر؟! به نظر می رسد این امر تنها وقتی منطقی است که با یک انسان دربند یا دیوانه مواجه باشیم. طبیعی است که اگر برای فرد محبوس، اینترنت فراهم شود (که از چند و چون آن مطلع نیستم!) می توان آن را محدود کرد، همچنان که خود فرد محدود است. همچنین برای دیوانه (یا کودکی با عقل نارس) نیز می توان چنین محدودیت هایی را اعمال کرد چراکه عقل وی در آن حدی نیست که بتواند مستقلا تصمیم بگیرد. اما تصمیم گیری بجای انسان های آزاد و عاقل چه توجیهی دارد؟ مگراینکه این عزیزان چنین عقیده ای نداشته باشند!

اما اگرچه فیلترینگ، کلا نوعی محدودیت برای حق تصمیم و انتخاب کاربران است، اما فیلترینگی که حتی با معیارهای قانونی اش هم ناسازگار است، بحث برانگیزتر است. نمونه این امر، فیلترینگ شبکه های مجازی است. درحالیکه بسیاری از مقامات کشوری هم در وبسایت هایی مثل فیسبوک و توییتر، حساب کاربری دارند، از عجایب است که چطور سال هاست این شبکه ها مسدود هستند؟ امشب بنده تصمیم گرفتم هرچند احتمال اثربخشی اش کمتر از یک درصد باشد اما از مسئولین محترم تقاضای رفع فیلتر فیسبوک را داشته باشم، اما چیزی که باعث درد بیشتر من شد این بود که با این پیام مواجه شدم:

درخواست رفع فیلتر تارنمای مورد نظر به علت کثرت محتوای مجرمانه امکان پذیر نمی باشد

از نظر من این پیام از دو جهت دردناک است: اول اینکه، مسئولینی که خود را خدمتگزاران ملت می دانند حتی فرصت اظهارنظر و شنیدن حرف آن ها را در مواقعی مثل این و صرفا جهت دلخوشی! هم نمی دهند. دوم، فحوای پیام که نشان می دهد مسئولین محترم، کم کاری خود را به این وسیله توجیه کرده و تاوان آن را به کاربر تحمیل می کنند: بارها و به طرق مختلف بیان شده که این قبیل وبسایت ها شامل همه نوع اطلاعات می باشند. جای سئوال است که چطور مسئولین امر تنها نیمه خالی لیوان را می بینند، اما شاید چند برابر اطلاعات مفید این وبسایت ها را نادیده می گیرند؟ در ثانی، چه لزومی به فیلتر کردن کامل این وبسایت های عریض و طویل است در صورتیکه قاعدتا می توان فقط بخش های مشکل دار را مسدود کرد؟ (همانطور که نوشتم از نظر عقل سلیم این نیز صحیح نیست ولی لااقل یک درجه بهتر است!). اینهمه بیکار حتی متخصص داریم، خب نمی شود تعدادی را استخدام کرد تا چنین شبکه هایی را رصد کرده و فقط بخش های اصطلاحا ممنوعه را فیلتر کنند؟ چطور بگوییم تا باور کنید که از این شبکه ها در بسیاری موارد مفید و مهم دیگر خصوصا علمی و ارتباطات و کسب و کار استفاده می شود؟
بهرحال امید است که روزی مساله فیلترینگ اینترنت ما حل شود و مسئولین، این حق کاربران را به رسمیت شناخته و ایرانیان را در حدی بدانند که خود می توانند صلاح خود را تشخیص دهند.
من فکر می کنم اگر آنروز روزی برسد، شاهد خواهیم بود که (پس از مدتی) آمار مراجعه کاربران ایرانی به سایت های ممنوعه هم پایین تر می آید چرا که از قدیم گفته اند:
انسان را از هر چه منع کنید به آن حریص تر می گردد...
یا حق
پ.ن: البته از حق نگذریم مسئولان مرکز فیلترینگ در سال های گذشته یکی دو بار به درخواست من برای رفع فیلترینگ سایت ها ترتیب اثر داده بودند. حتی یادم هست چند بار از طریق ایمیل به من پاسخ داده بودند. اما به نظر می رسد این رویه به تدریج تغییر کرده و آن ها کمتر به نظرات کاربران توجه می کنند بطوریکه همانطور که اشاره شد دیگر حتی بعضا اجازه اظهار نظر نیز نمی دهند! بهرحال امیدوارم نگاه از بالا به پایین و تقابلی جای خود را به نگاه برابر، دوستانه و تعاملی بدهد که هیچ نهاد و سازمانی در کشور بدون این نگاه به سرمنزل مقصود نخواهد رسید...

  • parsley
  • ۰
  • ۰

وبسایت هر اداره به مثابه ویترین آن است که نشان می دهد در صورتی که خدای نخواسته روزی کارتان به آن افتاد، با شما چه برخوردی خواهند داشت...

بهزیستی به عنوان یکی از آخرین سازمان هایی که (قبل از آرامستان!) گذر یک ایرانی بخت برگشته ممکن است به آن بیفتد مطرح است. طبعا همه انتظار داریم که این اداره به عنوان پشتیبان افرادی عمل کند که از تقریبا همه حقوق اساسی انسانی خود محروم شده اند و ممکن است حتی به نان شب هم محتاج باشند...

اما اگر به وبسایت اداره بهزیستی استان البرز مراجعه کردم تمام این خیالات را نقش بر آب دیدم! نه تنها لینک های ارتباط با ما غیرفعالند که دریغ از یک لینک دیگر (بجز لینک های اخبار تبلیغاتی خدمات خدمتگزاران ملت!) که فعال باشد!

اگر باور ندارید می توانید ملاحظه کنید:

http://alborz.behzisti.ir

سئوالی که به ذهن می رسد اینکه اگر از بد روزگار کسی در شرایط اضطراری زندگی گرفتار شد، باید چکار کند؟ آیا وقتی خدمتگزاران ملت از گذاشتن راه ارتباطی روی اینترنت واهمه دارند می توان انتظار داشت در صورت مراجعه حضوری پاسخگو و خدمتگزار باشند؟ آیا این به ذهن نمی رسد که رفاه که هیچ حتی جان افراد هم برای این مسئولین دلسوز هیچ ارزشی ندارد؟! آیا برای کسی که به این نقطه می رسد در کشور ما تنها یک راه باقی نمی ماند و آن هم خود...!

یا حق

  • parsley