حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آلودگی صوتی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

صدای ظلم سرمایه داری -ساختن آپارتمان- به گوشم می رسد و هر لحظه آزارم می دهد. مدتهاست برای گریز از این آلودگی صوتی و در واقع پاک کردن صورت مساله، راهی یافته ام: گوش کردن به موزیک! فکر می کنم موسیقی جدیدی گوش کنم (بجز آنهایی که در کامپیوتر ذخیره کرده ام) پس به سراغ یکی از سایت های پخش آنلاین موزیک می روم. شکرش باقی است که فیلتر نشده، جای امیدواری است در این اوضاع! خدا خیرشان بدهد که لااقل کمی تفریح را بر ما روا داشتند... اما خیلی زود امیدم نقش بر آب می شود! گویا دوستان نتوانسته اند یا نخواسته اند صفحه اصلی این سایت ها را مسدود کنند، بلکه لینک ها را زحمت کشیده و بسته اند! یعنی ما حق نداریم برای آرامش و تمدد اعصاب کمی موسیقی گوش دهیم، اما حق داریم تا جاییکه می توانیم صداهای آزاردهنده و اعصاب خرد کن بشنویم!! بعد هم تعجب می کنیم که چرا کشور ما افسرده ترین و عصبی ترین مردم دنیا را دارد؟ اتفاقا چیزی که تعجب ندارد همین است... یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

آسایش و آرامش از مهم ترین نیازهای آدمی برای ادامه حیات است که عمدتا در سایه سکوت به دست می آید. پس از ساختن فله ای آپارتمان ها و سکنی دادن اجباری مردمی که عموما در منازل بزرگ ویلایی زندگی می کردند در این قفس های مدرن، مساله آلودگی صوتی به یکی از معضلات بزرگ زندگی تبدیل شد. تبدیل منزل محل زندگی یک خانواده به آپارتمانی که حالا گاهی بیش از 10 خانواده در آن زندگی می کنند نیازمند تدبیر و برنامه ریزی بود که مطابق معمول مسئولین ما از آن بی بهره بودند. اگر حداقل تدبیر و کفایت وجود می داشت، می بایست فکری برای عایق سازی صوتی واحدهای آپارتمانی که اینقدر بهم نزدیک و فشرده اند می شد تا آرامش و رفاه حداقلی برای ساکنین این واحدهای تنگ اما گرانقیمت حاصل شود اما دریغ...

لزوم داشتن این آرامش و زیان فقدان آن هنگامی بیشتر روشن می شود که خسته بوده و قصد خواب داشته باشید و در همان حال با یکی از این آزارهای صوتی مواجه شوید. در این هنگام عملا یکی از انواع شکنجه را تحمل خواهید کرد! واحد بغلی بچه هایش بر سر و کول هم می زنند، واحد بالایی روی مغزت راه می رود، آن یکی در حیاط خلوت رخت می شوید یا آشپزی می کند، دیگری هوس می کند همه ساختمان را در حس خود با موزیک دلخواهش شریک کند و...! تازه این ها فقط صداهای بیرونی است، اصواتی که از درون خود واحد تنگ و غیراستاندارد خودی به گوش می رسد، مثل صدای تلویزیون، هم ماجرایی دیگر است! خلاصه شلم شوربایی است که فقط آن مسئولین خدمتگزاری که نمی دانیم کجا زندگی می کنند که از این وضعیت بی خبرند باید بیایند و ببینند...

قبلا گفته ام و باز هم می گویم (گرچه بیحاصل است) که به عقیده من و بر اساس تجربیات، آپارتمان ها به درد زندگی مسکونی نمی خورند (مگر اینکه کاملا تجهیز شوند). با این وضع ساختمان سازی ما که بیشتر تجارت است تا صنعت و بیشتر به درد میلیاردر کردن مالک یک ساختمان کلنگی و از قبل آن نان و شیرینی خوردن چند کارگر، مهندس ناظر و... می شود، این ساختمان ها تنها برای کاربری های اداری، تجاری مناسبند. درواقع ساختمان های مسکونی ما اغلب بر این اساس ساخته شده اند که همه مو به مو حقوق دیگران را رعایت می کنند (که می دانیم حتما هم در کشور ما اینطور هست!)، نه با این فرض که سر و صدا وجود دارد و حال، ما آن ها را با عایق صوتی مهار کنیم.

نوشته من تقریبا به آخر رسید در حالیکه با مزاحمت صوتی همسایه محترم قید خواب را زده ام و موزیکی در گوش گذاشته ام تا بلکه از شر این آزار صوتی خلاص شوم. البته خدا مرا ببخشد که دارم موزیک گوش می کنم آنهم از نوع فرنگی اش. بعید نیست اینهم توطئه دشمنان بوده تا در نهایت ما به سمت موزیک های فاسدشان کشیده شویم! وای که گوش کردن موزیک در حال چرت زدن چه حالی دارد! مسئولین، دشمنان و... از همه تان مچکریم!! آیا به نظر شما بدون سکوت، آرامش و خواب می توان زندگی کرد؟ خدا ما را از این اوضاع خلاص کند آمین! یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

بی عدالتی به توان دو!

در اینکه در کشور ما نابرابری و بی عدالتی وجود دارد شکی نیست و بسیاری از مسئولان واقعی نیز این مساله را قبول دارند. درواقع در کمتری کشوری می توان بی عدالتی را ندید و نیافت!

اما مشکل وقتی حادتر می شود که این بی عدالتی به طرق مختلف تشدید شود که متاسفانه در کشور ما تا حدود زیادی چنین امری هم به چشم می خورد. من یک نمونه را خدمت شما عرض می کنم.

فرد ثروتمندی را در نظر بگیرید که قصد دارد منزل ویلایی خود را اصطلاحا کوبیده و آن را به آپارتمان تبدیل و با فروش آن از یک میلیونر به یک میلیاردر تبدیل شود! تا اینجا به ما فقیر فقرا ربطی ندارد، بقول معروف ما که بخیل نیستیم!! ما که از اول ژن خوب نداشتیم امید و انتظاری هم برای پولدار شدن نداریم! اما بدبختی اینجاست که کار به همینجا ختم نمی شود!!

کار ساختمانی شروع می شود. سر صدا سر صدا... پیمانکار بی ملاحظه که حقی برای همسایگان (که اغلب در واحدهای تنگ و کوچک اجاره ای زنده هستند!) قائل نیست، با زدن یک پلاکارد که «همسایگان محترم، از اینکه مزاحمت ما را تحمل می کنید سپاسگزاریم» و از این داستان ها! سر و ته قضیه را هم می آورد. به جرات می گویم چه عمر های ارزشمند و حتی زندگی هایی که در همین سال های میلیاردر شدن میلیونر ها هدر نمی رود! چه اعصاب ها که در همین حین ضعیف می شود، اما آیا کسی حاضر است غرامت آن را بپردازد؟! همچنانکه در جوامعی که از ما عادل ترند، شاهدیم که غرامت گیری بسیار رایج است...

حال اگر یکی از فقرا از این وضع عاصی و شاکی شد و به مراجع زیربط (مثلا پلیس ساختمان!) شکایت کرد چه اتفاقی می افتد؟ آن ها در وهله اول سعی می کنند طرف مالک و سازنده ساختمان را بگیرند (چون بهرحال اوست که به آنها مقادیر متنابهی مالیات، اگر نگوییم رشوه! داده است)، و اگر تخلف آنقدر واضح بود که چنین نشد قبول می کنند که مامورانی را گسیل دارند. مامورانی که بیشتر از اینکه مشکل را حل کنند، به فکر دریافت جریمه (یا به بیان دیگر شیرینی) هستند و از فردا (یا همانروز) روز از نو و روزی از نو. درواقع ساختار جامعه و کشور ما به گونه ای است که قدرتمندان (با اهرم مقام و آشنا) و ثروتمندان (با اهرم پول و رشوه) به راحتی قانون و حقوق دیگران را دور می زنند، و آنچه به جایی نمی رسد فریاد ضعفاست!

بنده خودم یک بار با چنین مساله ای مواجه بودم و مزاحمت صوتی شدیدی که هیچگاه به آن رسیدگی نشد و بجز آزار عصبی، حدود یکسال از عمرم را هم از دست دادم چراکه در حال تحصیل بودم...بار دوم هم به نظر می رسد تازه شروع شده است! خدا اینبار را به خیر کند!! یا حق

  • parsley