حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حقوق بشر اساسی» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

آسایش و آرامش از مهم ترین نیازهای آدمی برای ادامه حیات است که عمدتا در سایه سکوت به دست می آید. پس از ساختن فله ای آپارتمان ها و سکنی دادن اجباری مردمی که عموما در منازل بزرگ ویلایی زندگی می کردند در این قفس های مدرن، مساله آلودگی صوتی به یکی از معضلات بزرگ زندگی تبدیل شد. تبدیل منزل محل زندگی یک خانواده به آپارتمانی که حالا گاهی بیش از 10 خانواده در آن زندگی می کنند نیازمند تدبیر و برنامه ریزی بود که مطابق معمول مسئولین ما از آن بی بهره بودند. اگر حداقل تدبیر و کفایت وجود می داشت، می بایست فکری برای عایق سازی صوتی واحدهای آپارتمانی که اینقدر بهم نزدیک و فشرده اند می شد تا آرامش و رفاه حداقلی برای ساکنین این واحدهای تنگ اما گرانقیمت حاصل شود اما دریغ...

لزوم داشتن این آرامش و زیان فقدان آن هنگامی بیشتر روشن می شود که خسته بوده و قصد خواب داشته باشید و در همان حال با یکی از این آزارهای صوتی مواجه شوید. در این هنگام عملا یکی از انواع شکنجه را تحمل خواهید کرد! واحد بغلی بچه هایش بر سر و کول هم می زنند، واحد بالایی روی مغزت راه می رود، آن یکی در حیاط خلوت رخت می شوید یا آشپزی می کند، دیگری هوس می کند همه ساختمان را در حس خود با موزیک دلخواهش شریک کند و...! تازه این ها فقط صداهای بیرونی است، اصواتی که از درون خود واحد تنگ و غیراستاندارد خودی به گوش می رسد، مثل صدای تلویزیون، هم ماجرایی دیگر است! خلاصه شلم شوربایی است که فقط آن مسئولین خدمتگزاری که نمی دانیم کجا زندگی می کنند که از این وضعیت بی خبرند باید بیایند و ببینند...

قبلا گفته ام و باز هم می گویم (گرچه بیحاصل است) که به عقیده من و بر اساس تجربیات، آپارتمان ها به درد زندگی مسکونی نمی خورند (مگر اینکه کاملا تجهیز شوند). با این وضع ساختمان سازی ما که بیشتر تجارت است تا صنعت و بیشتر به درد میلیاردر کردن مالک یک ساختمان کلنگی و از قبل آن نان و شیرینی خوردن چند کارگر، مهندس ناظر و... می شود، این ساختمان ها تنها برای کاربری های اداری، تجاری مناسبند. درواقع ساختمان های مسکونی ما اغلب بر این اساس ساخته شده اند که همه مو به مو حقوق دیگران را رعایت می کنند (که می دانیم حتما هم در کشور ما اینطور هست!)، نه با این فرض که سر و صدا وجود دارد و حال، ما آن ها را با عایق صوتی مهار کنیم.

نوشته من تقریبا به آخر رسید در حالیکه با مزاحمت صوتی همسایه محترم قید خواب را زده ام و موزیکی در گوش گذاشته ام تا بلکه از شر این آزار صوتی خلاص شوم. البته خدا مرا ببخشد که دارم موزیک گوش می کنم آنهم از نوع فرنگی اش. بعید نیست اینهم توطئه دشمنان بوده تا در نهایت ما به سمت موزیک های فاسدشان کشیده شویم! وای که گوش کردن موزیک در حال چرت زدن چه حالی دارد! مسئولین، دشمنان و... از همه تان مچکریم!! آیا به نظر شما بدون سکوت، آرامش و خواب می توان زندگی کرد؟ خدا ما را از این اوضاع خلاص کند آمین! یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

سومین موردی که برای ادامه حیات یک انسان ضروری به نظر می رسد، غذاست.

روزگاری نه چندان دور به صورت ضرب المثل برای هرکسی که آهی در بساط نداشت به عنوان قوت لایموت، به نان و پنیر اشاره می کردند اما متاسفانه امروز با برداشته شدن یارانه اقلام اساسی، بعضا بیش از هزار تومان باید برای خرید یک نان هزینه کرد! بنابراین با مبلغ یارانه های دولت شاید به سختی بتوان حتی نان خالی گیر آورد و شکم خود را سیر کرد.

بنابراین یک فرد عادی بی درامد به سختی بتواند در شرایط امروز شکم خود را حتی با نان خالی سیر کند...

و البته می دانیم که بدن انسان به انواع مواد غذایی نیاز دارد و صرف سیرکردن شکم برای ادامه حیات، لااقل معمول وی، کافی نیست! بنابراین به سختی می توان این حق را برآورد شده تلقی کرد. بنابراین یکقدم به مرگ نزدیک شده ایم...یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

دومین حقی که برای هر انسان و برای زنده بودن و ماندن او به نظر می آید، حق دسترسی به آب آشامیدنی و غیرآشامیدنی است. مجددا مانند دیگر حقوق بشر اساسی، این حق نیز باید رایگان باشد.

در مقام مقایسه با وضعیت فعلی من، اگرچه دسترسی به آب آنهم لوله کشی وجود دارد، اما متاسفانه این آب، رایگان نیست. این قاعدتا به آن معناست که اگر من نوعی پول نداشته باشم، حق دسترسی به آب را نیز نخواهم داشت تا وقتی از تشنگی بمیرم!

با توجه به اینکه من - حداقل در حال حاضر- درآمد ثابت و قطعی ای ندارم، بنابراین تنها می توانم امیدوار باشم که به لطف یارانه حداقلی آب بخور و نمیری پیدا کنم! البته برای دسترسی به آب لوله کشی، نیاز هست که قبل از آن خانه ای وجود داشته باشد که نیست (و در بخش های بعدی به آن هم خواهم پرداخت).

بنابراین با اغماض می توان این حق را نیز برآورده شده تلقی کرد. پس هنوز جا برای زندگی هست (تا آب هست زندگی باید کرد)!...یا حق


  • parsley
  • ۰
  • ۰

اولین چیزی که انسان برای ادامه زندگی نیاز داره، تنفس هوا یا اکسیژنه.

خوشبختانه این ماده انقدر در اطراف ما موجوده که هنوز دچار کمبود نشده و یا قیمت و مالیات روش وضع نشده!

البته در سال های اخیر متاسفانه هوای شهرهای بزرگ کشور دچار آلودگی شده و این به این معناست که ما در حال حاضر داریم هوای آلوده و مضر تنفس می کنیم که قطعا روی سلامتی جسمی و روحی مون بی تاثیر نیست و از این نظر حق ما در تنفس هوا هم در حال ضایع شدنه!

با اینحال همونطور که اشاره شد هنوز هوایی که دارا و ندار، ثروتمند و فقیر تنفس می کنن تقریبا یکسانه (از این جهت که قاعدتا هوایی که فردی ساکن شمال تهران تنفس می کنه با جنوب تهران یکی نیست). بنابراین با اغماض می شه گفت من از این حق برخوردارم... شما چطور؟!

یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

زندگی یا مرگ؟

با سلام

در سلسله مطالب «زندگی یا مرگ؟» قصد دارم بر اساس حقوق بشر اساسی (که تعدادی از آن ها را تابحال ذکر کرده ام)، مقایسه ای با شرایط زندگی فعلی خودم انجام دهم به این معنا که چه مقدار از حقوق اساسی انسانی برخوردار هستم.

طی یک دوره زمانی، به وسیله این مقایسه به این نتیجه می رسم که آیا زندگی من به عنوان نمونه (و زندگی خیلی از مخاطبان این مطالب)، ارزش ادامه دادن را دارد یا خیر؟!

با من همراه باشید. یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

مقدمه

دسترسی به غذای کافی برای بقای انسان ضروری است. اگرچه بر پایه گزارش‌های بین‌المللی ادعا می‌شود تولید غذا با نرخ رشدی بیش از نرخ رشد جمعیت در طی سه دهه گذشته، جوابگوی نیاز جمعیت در سراسر جهان بوده و به‌طور متوسط روزانه با تامین 2700 کیلوکالری نیاز هر فرد به غذا را پاسخ می‌دهد، همچنان گرسنگی و سوءتغذیه به درجات مختلف و به شکلی پایدار باقی مانده است.

این تناقض به نظر می‌رسد از نگاه جزیی‌نگر به غذا به عنوان یک کالا ناشی می‌شود و این ضرورت حیات را به تامین در سطح انرژی و بر پایه نیاز تنزل می‌دهد. در مقابل دیدگاه کل‌نگر قرار دارد که غذا را به عنوان یک حق مطرح کرده و حتی تحقق آن را پیش‌نیاز بهره‌مندی و لذت از سایر حقوق انسانی به‌منظور دستیابی به کمال و رفاه در نظر می‌گیرد. درک سیر تاریخی شکل‌گیری این دو دیدگاه لازمه تلاش‌های موثر در جهت ریشه‌کنی گرسنگی و سوءتغذیه است.

 سیر تاریخی دیدگاه به غذا به عنوان یک کالا

تبعاتی که روند سرمایه داری می‌توانست در حوزه غذا به دنبال داشته باشد از این نظر حائز اهمیت است که در اقتصاد سرمایه‌داری تقریبا تمام سرمایه‌گذاری به‌منظور تولید کالا برای فروش است_ چه کالا ضرورت مطلق باشد نظیر مراقبت سلامت و چه لوکس و تجملاتی نظیر جت شخصی. در حقیقت بیان می‌شود در این سیستم همه‌چیز در کنترل بخش خصوصی و باهدف تولید سود به‌جای تامین نیاز مردم است. تناقض مهمی که در این بحث مطرح می‌شود زمانی است که ضرورت‌های بقای انسان همچون غذا به عنوان کالا تولید و فروخته می‌شود. ازآنجاکه یکی از ویژگی‌های بارز نظام سرمایه‌داری تولید طبقات ثروت است، طبقات محروم جامعه شامل بیکاران یا کارگران فقیر قادر به تامین تمام هزینه‌های ضروری زندگی نیستند. ماهیت کالایی قائل شدن برای غذا باعث می‌شود سطوح قیمت غذا به‌مراتب بالاتر از امکانات ناچیز طبقات محروم جهت تامین غذا بوده و کمبودهای تغذیه‌یی و دسترسی ناعادلانه به غذا را به دنبال داشته باشد. هرچند در کشورهای با درآمد بالا نظیر امریکا، فقر به شکل مطلق آن وجود ندارد و فقرا با گزینه‌هایی چون کم کردن از کیفیت یا کمیت غذا و نیز حذف وعده‌های غذایی و نیز استفاده از کمک‌های غذایی به این شرایط پاسخ می‌دهند. در شرایطی که غذا به عنوان یک کالا مطرح می‌شود باهدف حداکثر کردن فروش و سود، تبلیغات وسیعی حول‌وحوش غذا صورت می‌گیرد (خصوصا انواع غذاهای آماده که پرسودترین بخش محسوب می‌شوند) و به دنبال آن عرضه غذاهای پرکالری و با ارزش تغذیه‌یی کم به‌واسطه ارزان‌تر بودن و دسترسی بیشتر، قسمتی از توضیح افزایش چاقی در میان فقرا خواهد بود.

به‌این‌ترتیب در دیدگاه سرمایه‌داری، بالاترین و بهترین استفاده از هر کالایی ازجمله غذا درجایی است که بتواند بیشترین قیمت را صرف‌نظر از تبعات بشردوستانه، اکولوژیکی و اجتماعی به دست آورد و به‌این‌ترتیب تامین غذای افراد گرسنه در محاسبات سرمایه‌داری لحاظ نمی‌شود.

 تلقی از غذا به عنوان یک حق

حق برای غذا در حقیقت قسمتی از چارچوب حقوق انسانی گسترده‌تری است که در قالب یک برساخت اجتماعی از مبارزات افراد، گروه‌های اجتماعی علیه ظلم، استثمار، تبعیض و سوءاستفاده از قدرت توسط دولت‌ها و سایر بازیگران مذهبی، سیاسی و اقتصادی قدرتمند شکل‌ گرفته است و بارزترین نماد آن به رسمیت شناختن حق برای غذا در اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ به دنبال پایان یافتن جنگ جهانی دوم است. حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به‌طور ذاتی، فطری و به‌صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود. این تعریف ساده عواقب و بازتاب اجتماعی و سیاسی مهمی را برای مردم و حکومت‌ها به دنبال دارد.

می‌توان ادعا کرد بزرگ‌ترین الهام برای تحقق حق برای غذا بیانیه معروف فرانکلین رزولت (۱۹۴۱) موسوم به چهار آزادی است که به عنوان یکی از قدرتمندترین سیاستمداران وقت امریکا بر آزادی بیان، آزادی ایمان، آزادی از ترس و آزادی از نیاز تاکید نمود. در زمان ریاست‌جمهوری وی، انستیتو قانون امریکا پیش‌نویس طرح پیشنهادی برای منشور بین‌المللی حقوق را آماده کرد که طنین بسیار موثری بر اعلامیه حقوق بشر داشت. بر اساس فصل 25 اعلامیه مذکور، هر فرد حق برخورداری از استانداردهای یک زندگی مطلوب برای برخورداری از سلامت و رفاه خود و خانواده‌اش را دارد اعم از غذا، پوشاک، مسکن، ...

 تعاریف و اجزای حق برای غذا

حق برای غذا یک حق فراگیر است و به‌سادگی حق برای حداقل جیره انرژی، پروتئین و سایر ریزمغذی‌های ویژه نیست؛ بلکه حق برای تمام عناصر تغذیه‌یی است که یک فرد برای زندگی سالم و فعال به آن نیاز دارد و نیز حق برای ابزار و امکاناتی جهت دسترسی به آن است. میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تعریف زیر را برای حق برای غذا ارائه می‌دهد:

حق برای غذای کافی زمانی محقق می‌شود که هر فرد اعم از مرد، زن و کودک، به‌تنهایی یا در اجتماع با دیگران، در تمامی اوقات دسترسی اقتصادی و فیزیکی به غذای کافی یا ابزار تهیه آن داشته باشد. »

موجودیت، دسترسی و کفایت اجزای مشخص حق برای غذا هستند. در بحث دسترسی عنوان می‌شود، غذا باید ازیک‌طرف از منابع طبیعی برای تولید و از طرفی دیگر برای فروش در بازار مهیا باشد. همچنین دسترسی فیزیکی و اقتصادی بایستی برای غذا تضمین شود. به‌نحوی‌که دسترسی به آن ازنظر اقتصادی، تامین سایر نیازهای اساسی را به مخاطره نیندازد. در بحث دسترسی فیزیکی نیز تاکید بر دسترسی تمام افراد اعم از کودک، سالمند، افراد ناتوان و معلول، ساکن در مناطق دورافتاده، قربانیان جنگ... است. تحقق جزو کفایت به این معنی است که غذا باید تامین‌کننده نیازهای تغذیه‌یی با در نظر گرفتن سن، جنس، شرایط زندگی باشد. بحث مربوط به ایمنی غذایی و پذیرش فرهنگی نیز در این زمینه مطرح می‌شود.

 ارتباط میان حق برای غذا و سایر حقوق بشر

اجزای حقوق بشر به هم وابسته، غیرقابل‌تفکیک و مرتبط هستند، به ‌نحوی‌که نقض هریک در تحقق و برخورداری از سایر حقوق اختلال ایجاد می‌کند. به عنوان‌مثال زمانی که افراد نتوانند خودشان را خوب تغذیه کنند و به ‌این ‌ترتیب به‌واسطه گرسنگی، سوءتغذیه یا بیماری ناشی از آن با خطر مرگ روبه‌رو شوند، حق برای حیاتشان نیز به مخاطره می‌افتد.

 سهم جامعه مدنی

در طول دهه گذشته، غالبا درنتیجه تلاش جامعه مدنی و جنبش اجتماعی، پیشرفت‌هایی در تشخیص و اجرای حق برای غذا به دست‌آمده است. درمجموع از دیدگاه فعالان در این عرصه، دولت‌ها مسوولیت اصلی و نهایی را برای اطمینان از تامین این حق بر عهده دارند. تلاش و استدلال اعضای جامعه مدنی در اهمیت درک حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به‌طور ویژه حق برای غذا در اعلامیه میثاق جهانی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (۱۹۶۶) منعکس شد.

  حق برای غذا در قوانین و اعلامیه‌های بین‌المللی

علاوه بر اذعان حق برای غذا در فصل ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸، در فصل 11 میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی (۱۹۶۶) نیز به ترتیب در بند 1 و 2 به حق برخورداری از غذای کافی و نیز حق رهایی از گرسنگی اشاره شده است. در بند اول آورده شده است: کشورهای عضو میثاق حق هر فرد برای استاندارد مناسب زندگی برای خود و خانواده‌اش، شامل غذای کافی، پوشاک، مسکن و بهبود مداوم شرایط زندگی را محقق می‌کند. در بند دوم نیز ذکر شده است: کشورهای عضو میثاق حق بنیادین هر فرد برای رهایی از گرسنگی را محقق می‌کند. در اجلاس جهانی غذا در سال ۱۹۷۴ نیز اعلامیه جهانی ریشه‌کنی گرسنگی و سوءتغذیه به روشنی رهایی از گرسنگی و سوءتغذیه را به عنوان یک حق بنیادین انسانی جهت توسعه و حفظ قابلیت‌های جسمانی و روانی تصدیق نمود. همچنین در نخستین اجلاس بین‌المللی تغذیه در سال ۱۹۹۲ در بند اول اعلامیه جهانی تغذیه، دسترسی به غذای سالم و کافی ازنظر تغذیه‌یی به عنوان یک حق برای هر فرد تایید شد.


مونا پورقادری  (با تلخیص)

دانشجوی دکتری سیاست‌های تغذیه  

  • parsley
  • ۰
  • ۰

مدیرکل اوقاف و امور خیریه مازندران گفت: براساس ماده 88 قانون بودجه سال 91 هزینه مصرف و حق انشعاب آب مساجد، حسینیه‌ها، دارالقرآن‌ها و اماکن دینی اقلیت‌های دینی رایگان است.

حجت‌الاسلام ستار علیزاده مدیرکل اوقاف و امور خیریه مازندران در گفت‌و گو با فارس بیان داشت: براساس ماده 88 قانون بودجه سال 91 هزینه مصرف و حق انشعاب مساجد، حسینیه‌ها، دارالقرآن‌ها و اماکن دینی اقلیت‌های دینی رایگان است.

وی خاطرنشان کرد: بر اساس این ماده قانون هزینه آب بها و حق انشعاب اماکن مورد اشاره با لحاظ کردن سقف مجاز مصرف و تفکیک کاربری‌های دیگر مورد بخشودگی قرار می‌گیرد.

مدیرکل اوقاف و امور خیریه مازندران گفت: هیئت امنا این اماکن که در این خصوص با مشکل مواجه‌اند نیز می‌توانند به اداره آب شهرستان محل خود مراجعه کنند.

  • ۰
  • ۰

هرچه فکر می کنم فکرم به جایی نمی رسد! آخر چطور می شود یک انسان با انواع نیازهای اساسی، اما از حقوق اساسی محروم باشد؟!

این نیازها انقدر واضحند که شاید نیازی به طرح هم ندارند چه برسد به بحث و اثبات! هر انسان زنده نیاز به هوا دارد، آب و غذا دارد، نیاز به مسکن دارد و دیگر مواردی که همه می دانیم.

اما شاید نیاز باشد که بحث و اثبات کرد که چه کسی مسئول فراهم آوری این نیازهاست... خب مشخص است که دولت ها، همچنانکه تابحال هم اینطور بوده، اینطور وانمود می کنند که تامین نیازهای اساسی هر فرد، بخوانید مذکر، تا 18 سالگی بعهده خانواده و سپس برعهده خودش است! به همین راحتی! آقایان خود بریدند و دوختند! انتظار دیگری هم غیر از این نمی توان داشت چراکه از ابتدا قدرت و ثروت و رسانه، همه در دست دولت ها بوده، لذا از این امکانات استفاده کرده و این قوانین خودساخته را جا انداخته اند تا جاییکه امروز اگر کسی مثل من این مسائل را به چالش بکشد لابد یا دیوانه خوانده می شود یا متوهم و یا حتی عنصر تشویش کننده اذهان عمومی! کار حماقت بشر به جایی رسیده که اگر کسی حق طبیعی و اساسی خود و دیگران را مطالبه کند، با صفات فوق نامیده شود!!

اما از آنجایی که این نیازها و مطالبات طبیعی و برحقند، نمی توان با این تعاریف و حتی تهدیدها آنها را خاموش کرد. من، حتی اگر یکی از 80 میلیون یا 7 میلیارد جمعیت ایران و جهان باشم که چنین حقوقی را مطالبه می کنم، به این دلیل که انسانم حق دارم از تمام حقوق اساسی و انسانی ام برخوردار باشم. دولت و حکومت موظفند تمامی نیازهای مطرح شده را برای من، باز هم تکرار می کنم فقط و فقط به این دلیل که انسانم و لاغیر، فراهم کنند. اگر نمی توانستند، می بایست برنامه های جدی تنظیم خانواده را اجرا کرده و از تولد من و امثال من جلوگیری می کردند. حال که نه تنها نکردند بلکه برای دهه شصتی هایی مثل من، برنامه های تشویق خانواده! را هم اجرا کردند، حتی بیش از شرایط عادی موظفند نیازهای من را برآورده کنند.

این مطالبه و ماجرا ادامه دارد...

یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

آنچه تابحال به عنوان حقوق بشر در مجامع بین المللی مطرح بوده، در واقع ملغمه ای است از انواع قوانین اجتماعی، سیاسی و... که هم در عرصه نظری و هم عرصه عملی شامل ایرادات و نقایص فراوانی می باشد. ما اعتقاد داریم برای نیل عملی به حقوق بشر نه تنها بهتر که ضروری است این زمینه ها از هم تفکیک شوند. این امر به چند دلیل ضروری می باشد:

·         با تفکیک زمینه های مختلف، تمرکز نهادهای مجری حقوق بشر بر حقوق بشر اساسی خواهد بود. این امر فرصت بیشتری برای پرداختن به این موضوع مهم و طبیعتا شانس بیشتری برای تحقق آن در اختیار قرار خواهد داد.

·         با تفکیک حقوق بشر اساسی از سایر زمینه ها خصوصا حقوق بشر سیاسی، نهادهای قدرتمند مسئول حفظ و فراهم کردن حقوق بشر (مشخصا حکومت ها)، حساسیت و مقاومت کمتری نسبت به اجرای حقوق بشر (اساسی) نشان خواهند داد.

·         با تفکیک حقوق بشر اساسی از سایر زمینه ها، قانونگذاری، اجرا و ارزیابی حقوق بشر، ساده تر خواهد بود. این به آن علت است که حقوق بشر اساسی بر مسائلی تاکید می کند که ملموس و قابل مشاهده و اندازه گیری هستند.

  • parsley