حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غذا» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

سومین موردی که برای ادامه حیات یک انسان ضروری به نظر می رسد، غذاست.

روزگاری نه چندان دور به صورت ضرب المثل برای هرکسی که آهی در بساط نداشت به عنوان قوت لایموت، به نان و پنیر اشاره می کردند اما متاسفانه امروز با برداشته شدن یارانه اقلام اساسی، بعضا بیش از هزار تومان باید برای خرید یک نان هزینه کرد! بنابراین با مبلغ یارانه های دولت شاید به سختی بتوان حتی نان خالی گیر آورد و شکم خود را سیر کرد.

بنابراین یک فرد عادی بی درامد به سختی بتواند در شرایط امروز شکم خود را حتی با نان خالی سیر کند...

و البته می دانیم که بدن انسان به انواع مواد غذایی نیاز دارد و صرف سیرکردن شکم برای ادامه حیات، لااقل معمول وی، کافی نیست! بنابراین به سختی می توان این حق را برآورد شده تلقی کرد. بنابراین یکقدم به مرگ نزدیک شده ایم...یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

مقدمه

دسترسی به غذای کافی برای بقای انسان ضروری است. اگرچه بر پایه گزارش‌های بین‌المللی ادعا می‌شود تولید غذا با نرخ رشدی بیش از نرخ رشد جمعیت در طی سه دهه گذشته، جوابگوی نیاز جمعیت در سراسر جهان بوده و به‌طور متوسط روزانه با تامین 2700 کیلوکالری نیاز هر فرد به غذا را پاسخ می‌دهد، همچنان گرسنگی و سوءتغذیه به درجات مختلف و به شکلی پایدار باقی مانده است.

این تناقض به نظر می‌رسد از نگاه جزیی‌نگر به غذا به عنوان یک کالا ناشی می‌شود و این ضرورت حیات را به تامین در سطح انرژی و بر پایه نیاز تنزل می‌دهد. در مقابل دیدگاه کل‌نگر قرار دارد که غذا را به عنوان یک حق مطرح کرده و حتی تحقق آن را پیش‌نیاز بهره‌مندی و لذت از سایر حقوق انسانی به‌منظور دستیابی به کمال و رفاه در نظر می‌گیرد. درک سیر تاریخی شکل‌گیری این دو دیدگاه لازمه تلاش‌های موثر در جهت ریشه‌کنی گرسنگی و سوءتغذیه است.

 سیر تاریخی دیدگاه به غذا به عنوان یک کالا

تبعاتی که روند سرمایه داری می‌توانست در حوزه غذا به دنبال داشته باشد از این نظر حائز اهمیت است که در اقتصاد سرمایه‌داری تقریبا تمام سرمایه‌گذاری به‌منظور تولید کالا برای فروش است_ چه کالا ضرورت مطلق باشد نظیر مراقبت سلامت و چه لوکس و تجملاتی نظیر جت شخصی. در حقیقت بیان می‌شود در این سیستم همه‌چیز در کنترل بخش خصوصی و باهدف تولید سود به‌جای تامین نیاز مردم است. تناقض مهمی که در این بحث مطرح می‌شود زمانی است که ضرورت‌های بقای انسان همچون غذا به عنوان کالا تولید و فروخته می‌شود. ازآنجاکه یکی از ویژگی‌های بارز نظام سرمایه‌داری تولید طبقات ثروت است، طبقات محروم جامعه شامل بیکاران یا کارگران فقیر قادر به تامین تمام هزینه‌های ضروری زندگی نیستند. ماهیت کالایی قائل شدن برای غذا باعث می‌شود سطوح قیمت غذا به‌مراتب بالاتر از امکانات ناچیز طبقات محروم جهت تامین غذا بوده و کمبودهای تغذیه‌یی و دسترسی ناعادلانه به غذا را به دنبال داشته باشد. هرچند در کشورهای با درآمد بالا نظیر امریکا، فقر به شکل مطلق آن وجود ندارد و فقرا با گزینه‌هایی چون کم کردن از کیفیت یا کمیت غذا و نیز حذف وعده‌های غذایی و نیز استفاده از کمک‌های غذایی به این شرایط پاسخ می‌دهند. در شرایطی که غذا به عنوان یک کالا مطرح می‌شود باهدف حداکثر کردن فروش و سود، تبلیغات وسیعی حول‌وحوش غذا صورت می‌گیرد (خصوصا انواع غذاهای آماده که پرسودترین بخش محسوب می‌شوند) و به دنبال آن عرضه غذاهای پرکالری و با ارزش تغذیه‌یی کم به‌واسطه ارزان‌تر بودن و دسترسی بیشتر، قسمتی از توضیح افزایش چاقی در میان فقرا خواهد بود.

به‌این‌ترتیب در دیدگاه سرمایه‌داری، بالاترین و بهترین استفاده از هر کالایی ازجمله غذا درجایی است که بتواند بیشترین قیمت را صرف‌نظر از تبعات بشردوستانه، اکولوژیکی و اجتماعی به دست آورد و به‌این‌ترتیب تامین غذای افراد گرسنه در محاسبات سرمایه‌داری لحاظ نمی‌شود.

 تلقی از غذا به عنوان یک حق

حق برای غذا در حقیقت قسمتی از چارچوب حقوق انسانی گسترده‌تری است که در قالب یک برساخت اجتماعی از مبارزات افراد، گروه‌های اجتماعی علیه ظلم، استثمار، تبعیض و سوءاستفاده از قدرت توسط دولت‌ها و سایر بازیگران مذهبی، سیاسی و اقتصادی قدرتمند شکل‌ گرفته است و بارزترین نماد آن به رسمیت شناختن حق برای غذا در اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ به دنبال پایان یافتن جنگ جهانی دوم است. حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به‌طور ذاتی، فطری و به‌صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود. این تعریف ساده عواقب و بازتاب اجتماعی و سیاسی مهمی را برای مردم و حکومت‌ها به دنبال دارد.

می‌توان ادعا کرد بزرگ‌ترین الهام برای تحقق حق برای غذا بیانیه معروف فرانکلین رزولت (۱۹۴۱) موسوم به چهار آزادی است که به عنوان یکی از قدرتمندترین سیاستمداران وقت امریکا بر آزادی بیان، آزادی ایمان، آزادی از ترس و آزادی از نیاز تاکید نمود. در زمان ریاست‌جمهوری وی، انستیتو قانون امریکا پیش‌نویس طرح پیشنهادی برای منشور بین‌المللی حقوق را آماده کرد که طنین بسیار موثری بر اعلامیه حقوق بشر داشت. بر اساس فصل 25 اعلامیه مذکور، هر فرد حق برخورداری از استانداردهای یک زندگی مطلوب برای برخورداری از سلامت و رفاه خود و خانواده‌اش را دارد اعم از غذا، پوشاک، مسکن، ...

 تعاریف و اجزای حق برای غذا

حق برای غذا یک حق فراگیر است و به‌سادگی حق برای حداقل جیره انرژی، پروتئین و سایر ریزمغذی‌های ویژه نیست؛ بلکه حق برای تمام عناصر تغذیه‌یی است که یک فرد برای زندگی سالم و فعال به آن نیاز دارد و نیز حق برای ابزار و امکاناتی جهت دسترسی به آن است. میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تعریف زیر را برای حق برای غذا ارائه می‌دهد:

حق برای غذای کافی زمانی محقق می‌شود که هر فرد اعم از مرد، زن و کودک، به‌تنهایی یا در اجتماع با دیگران، در تمامی اوقات دسترسی اقتصادی و فیزیکی به غذای کافی یا ابزار تهیه آن داشته باشد. »

موجودیت، دسترسی و کفایت اجزای مشخص حق برای غذا هستند. در بحث دسترسی عنوان می‌شود، غذا باید ازیک‌طرف از منابع طبیعی برای تولید و از طرفی دیگر برای فروش در بازار مهیا باشد. همچنین دسترسی فیزیکی و اقتصادی بایستی برای غذا تضمین شود. به‌نحوی‌که دسترسی به آن ازنظر اقتصادی، تامین سایر نیازهای اساسی را به مخاطره نیندازد. در بحث دسترسی فیزیکی نیز تاکید بر دسترسی تمام افراد اعم از کودک، سالمند، افراد ناتوان و معلول، ساکن در مناطق دورافتاده، قربانیان جنگ... است. تحقق جزو کفایت به این معنی است که غذا باید تامین‌کننده نیازهای تغذیه‌یی با در نظر گرفتن سن، جنس، شرایط زندگی باشد. بحث مربوط به ایمنی غذایی و پذیرش فرهنگی نیز در این زمینه مطرح می‌شود.

 ارتباط میان حق برای غذا و سایر حقوق بشر

اجزای حقوق بشر به هم وابسته، غیرقابل‌تفکیک و مرتبط هستند، به ‌نحوی‌که نقض هریک در تحقق و برخورداری از سایر حقوق اختلال ایجاد می‌کند. به عنوان‌مثال زمانی که افراد نتوانند خودشان را خوب تغذیه کنند و به ‌این ‌ترتیب به‌واسطه گرسنگی، سوءتغذیه یا بیماری ناشی از آن با خطر مرگ روبه‌رو شوند، حق برای حیاتشان نیز به مخاطره می‌افتد.

 سهم جامعه مدنی

در طول دهه گذشته، غالبا درنتیجه تلاش جامعه مدنی و جنبش اجتماعی، پیشرفت‌هایی در تشخیص و اجرای حق برای غذا به دست‌آمده است. درمجموع از دیدگاه فعالان در این عرصه، دولت‌ها مسوولیت اصلی و نهایی را برای اطمینان از تامین این حق بر عهده دارند. تلاش و استدلال اعضای جامعه مدنی در اهمیت درک حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به‌طور ویژه حق برای غذا در اعلامیه میثاق جهانی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (۱۹۶۶) منعکس شد.

  حق برای غذا در قوانین و اعلامیه‌های بین‌المللی

علاوه بر اذعان حق برای غذا در فصل ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸، در فصل 11 میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی (۱۹۶۶) نیز به ترتیب در بند 1 و 2 به حق برخورداری از غذای کافی و نیز حق رهایی از گرسنگی اشاره شده است. در بند اول آورده شده است: کشورهای عضو میثاق حق هر فرد برای استاندارد مناسب زندگی برای خود و خانواده‌اش، شامل غذای کافی، پوشاک، مسکن و بهبود مداوم شرایط زندگی را محقق می‌کند. در بند دوم نیز ذکر شده است: کشورهای عضو میثاق حق بنیادین هر فرد برای رهایی از گرسنگی را محقق می‌کند. در اجلاس جهانی غذا در سال ۱۹۷۴ نیز اعلامیه جهانی ریشه‌کنی گرسنگی و سوءتغذیه به روشنی رهایی از گرسنگی و سوءتغذیه را به عنوان یک حق بنیادین انسانی جهت توسعه و حفظ قابلیت‌های جسمانی و روانی تصدیق نمود. همچنین در نخستین اجلاس بین‌المللی تغذیه در سال ۱۹۹۲ در بند اول اعلامیه جهانی تغذیه، دسترسی به غذای سالم و کافی ازنظر تغذیه‌یی به عنوان یک حق برای هر فرد تایید شد.


مونا پورقادری  (با تلخیص)

دانشجوی دکتری سیاست‌های تغذیه  

  • parsley