حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

حقوق بشر اساسی

امروزه حقوق بشر، حیاتی ترین نیاز بشر است...

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مرگ» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

شغل از دو جهت برای انسان منشاء خیر است: اول، مشغولیت و حس مهم بودن است که یکی از مهم ترین نیازهای انسان می باشد و دوم هم کسب درآمد. البته در کشورهای درمانده ای مثل ایران، اغلب مردم نه از سر علاقه بلکه به جهت کسب درآمد مشغول به کار هستند اما خوشا به حال کسی که هر دوی اینها را در سطح بالایی دارا باشد (که همانطور که ذکر شد خصوصا در ایران معدود هستند).

من هم به عنوان یکی از جوانان این مملکت، از داشتن شغل و درآمد محروم هستم! با اینکه تحصیلات عالیه و در بهترین دانشگاه مملکت داشته ام. زندگی و پول توجیبی ام خلاصه شده در یارانه دولت کریمه! البته حقمان است چون ژن خوب نداشته و نداریم. پدرم کارگر و کارمندی بود که با اینکه موقعیتش را هم داشت هرگز یک ریال پول ناپاک کسب نکرد و این روش را به ما هم یاد داد بنابراین ژن ما خوب نیست، در نتیجه حال ما هم خوب نیست...

این هم یک گام دیگر بسوی مرگ! یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

آسایش و آرامش از مهم ترین نیازهای آدمی برای ادامه حیات است که عمدتا در سایه سکوت به دست می آید. پس از ساختن فله ای آپارتمان ها و سکنی دادن اجباری مردمی که عموما در منازل بزرگ ویلایی زندگی می کردند در این قفس های مدرن، مساله آلودگی صوتی به یکی از معضلات بزرگ زندگی تبدیل شد. تبدیل منزل محل زندگی یک خانواده به آپارتمانی که حالا گاهی بیش از 10 خانواده در آن زندگی می کنند نیازمند تدبیر و برنامه ریزی بود که مطابق معمول مسئولین ما از آن بی بهره بودند. اگر حداقل تدبیر و کفایت وجود می داشت، می بایست فکری برای عایق سازی صوتی واحدهای آپارتمانی که اینقدر بهم نزدیک و فشرده اند می شد تا آرامش و رفاه حداقلی برای ساکنین این واحدهای تنگ اما گرانقیمت حاصل شود اما دریغ...

لزوم داشتن این آرامش و زیان فقدان آن هنگامی بیشتر روشن می شود که خسته بوده و قصد خواب داشته باشید و در همان حال با یکی از این آزارهای صوتی مواجه شوید. در این هنگام عملا یکی از انواع شکنجه را تحمل خواهید کرد! واحد بغلی بچه هایش بر سر و کول هم می زنند، واحد بالایی روی مغزت راه می رود، آن یکی در حیاط خلوت رخت می شوید یا آشپزی می کند، دیگری هوس می کند همه ساختمان را در حس خود با موزیک دلخواهش شریک کند و...! تازه این ها فقط صداهای بیرونی است، اصواتی که از درون خود واحد تنگ و غیراستاندارد خودی به گوش می رسد، مثل صدای تلویزیون، هم ماجرایی دیگر است! خلاصه شلم شوربایی است که فقط آن مسئولین خدمتگزاری که نمی دانیم کجا زندگی می کنند که از این وضعیت بی خبرند باید بیایند و ببینند...

قبلا گفته ام و باز هم می گویم (گرچه بیحاصل است) که به عقیده من و بر اساس تجربیات، آپارتمان ها به درد زندگی مسکونی نمی خورند (مگر اینکه کاملا تجهیز شوند). با این وضع ساختمان سازی ما که بیشتر تجارت است تا صنعت و بیشتر به درد میلیاردر کردن مالک یک ساختمان کلنگی و از قبل آن نان و شیرینی خوردن چند کارگر، مهندس ناظر و... می شود، این ساختمان ها تنها برای کاربری های اداری، تجاری مناسبند. درواقع ساختمان های مسکونی ما اغلب بر این اساس ساخته شده اند که همه مو به مو حقوق دیگران را رعایت می کنند (که می دانیم حتما هم در کشور ما اینطور هست!)، نه با این فرض که سر و صدا وجود دارد و حال، ما آن ها را با عایق صوتی مهار کنیم.

نوشته من تقریبا به آخر رسید در حالیکه با مزاحمت صوتی همسایه محترم قید خواب را زده ام و موزیکی در گوش گذاشته ام تا بلکه از شر این آزار صوتی خلاص شوم. البته خدا مرا ببخشد که دارم موزیک گوش می کنم آنهم از نوع فرنگی اش. بعید نیست اینهم توطئه دشمنان بوده تا در نهایت ما به سمت موزیک های فاسدشان کشیده شویم! وای که گوش کردن موزیک در حال چرت زدن چه حالی دارد! مسئولین، دشمنان و... از همه تان مچکریم!! آیا به نظر شما بدون سکوت، آرامش و خواب می توان زندگی کرد؟ خدا ما را از این اوضاع خلاص کند آمین! یا حق

  • parsley
  • ۰
  • ۰

دومین حقی که برای هر انسان و برای زنده بودن و ماندن او به نظر می آید، حق دسترسی به آب آشامیدنی و غیرآشامیدنی است. مجددا مانند دیگر حقوق بشر اساسی، این حق نیز باید رایگان باشد.

در مقام مقایسه با وضعیت فعلی من، اگرچه دسترسی به آب آنهم لوله کشی وجود دارد، اما متاسفانه این آب، رایگان نیست. این قاعدتا به آن معناست که اگر من نوعی پول نداشته باشم، حق دسترسی به آب را نیز نخواهم داشت تا وقتی از تشنگی بمیرم!

با توجه به اینکه من - حداقل در حال حاضر- درآمد ثابت و قطعی ای ندارم، بنابراین تنها می توانم امیدوار باشم که به لطف یارانه حداقلی آب بخور و نمیری پیدا کنم! البته برای دسترسی به آب لوله کشی، نیاز هست که قبل از آن خانه ای وجود داشته باشد که نیست (و در بخش های بعدی به آن هم خواهم پرداخت).

بنابراین با اغماض می توان این حق را نیز برآورده شده تلقی کرد. پس هنوز جا برای زندگی هست (تا آب هست زندگی باید کرد)!...یا حق


  • parsley
  • ۰
  • ۰

زندگی یا مرگ؟

با سلام

در سلسله مطالب «زندگی یا مرگ؟» قصد دارم بر اساس حقوق بشر اساسی (که تعدادی از آن ها را تابحال ذکر کرده ام)، مقایسه ای با شرایط زندگی فعلی خودم انجام دهم به این معنا که چه مقدار از حقوق اساسی انسانی برخوردار هستم.

طی یک دوره زمانی، به وسیله این مقایسه به این نتیجه می رسم که آیا زندگی من به عنوان نمونه (و زندگی خیلی از مخاطبان این مطالب)، ارزش ادامه دادن را دارد یا خیر؟!

با من همراه باشید. یا حق

  • parsley